خرید بک لینک
روی به خاک مینهم گر تو هلاک میکنی دست به بند میدهم گر تو اسیر میبری + گاهی به این فکر میکنم که چه کسی منو بیشتر از باقی دوست داره؟ انقدر شبیه منی که حتی وقتی میخوام خودمو گول بزنم تو اول نمیشی! قلبت دژ بلندیه با یک دروازه ی بزرگ آهنی ارتشی که ازش محافظت میکنن؛ وقتی بهش نزدیک میشم بهم شلیک

برچسب: نویسنده: هلیا رضاپور تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 21:31

مرا نمی توان شناختبهتر از آنکه تو شناخته ای چشمان تو که ما هردو در آن به خواب فرو می رویم به روشنایی های انسانی من سرنوشتی زیباتر از شب های جهان می بخشند چشمان تو که در آن ها به سیر و سفر می پردازم به جان جاده ها احساسی بیگانه از زمین می بخشند. چشمانت که تنهایی بی پایان ما را می نمایانند آن نیستند

برچسب: نویسنده: هلیا رضاپور تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 22:12

صفحه بندی